نشریه های علمی انتشارات
اطلاعات شماره: (سال دوم ، شماره چهارم ،پاییز و زمستان ۱۳۹۴)

عنوان مقاله: مطالعه تطبیقی نمادهای اسطوره ای قهرمان زن در عادت می کنیم اثر پیرزاد و سرخ و سیاه استاندال


صفحات: 121-139

DOI: 10.22067/rllf.v2i2.51230

چکیده
نمادهای اسطوره ای گویای نیازهای روحی انسانها می باشند. نماد در حقیقت زبان اسطوره است. در قرن بیستم پژوهشهای انسان شناسانی مانند ژیلبر دوران، به شناخت اسطوره و درک معانی نمادین آن کمک کرد. از سوی دیگر توجه روانکاوان به اسطوره و تحقیق برای معنی نمادها، دریچه دیگری برای پژوهش و شناخت مضامین اساطیری گشود.از نظر فروید اسطوره بیانگر تنش های روانی برخاسته از ناخودآگاه انسانهاست، از نظر یونگ مضامین اسطوره ای ریشه در ناخودآگاه جمعی انسانها دارد، بنابر این چنانچه معنای آرکتیپ ها را بازشناسیم به روان ناخودآگاه جمعی دست یافتیم. یونگ بر این باور است که هر آفرینش هنری، ادبی ریشه در اساطیر کهن دارد و تجلی وضعیت روان و نیازهای روحی انسانهاست، او با روانشناسی تحلیلی خود و با بررسی عنصر نرینه و مادینه و تاثیر آن بر کهن الگوی مسلط بر روان انسانها به مطالعه شخصیت انسانها می پردازد. در این پژوهش به مطالعه ایزدبانوان نهفته در قهرمان زن در دو اثر عادت می کنیم زویا پیرزاد و سرخ وسیاه استاندال می پردازیم . خدابانوانی که به عنوان الگو، ساختار روانی قهرمان زن این دو اثر را شکل می دهد، مورد تحلیل و بررسی قرار خواهند گرفت. برای شناخت قالبهای فرهنگی و جامعه ای که این شخصیتهای زن از آن برخاسته اند، از نظریات روانشناسی کهن نمونه ای یونگ بهره خواهیم برد، مطالعه ایزدبانوها و کهن الگوها ی مسلط بر روان قهرمانان زن، به درک انگیزه های درونی شخصیتها کمک خواهد کرد، نتیجه این مطالعه راهگشای شناخت قالبهای رفتاری جامعه شرق و غرب خواهد بود.

کلمات کلیدی:   اسطوره; نماد; روانشناسی ; پیرزاد; استاندال; یونگ

مراجع

دریافت نسخه XML

تمام متن: PDF
دانلود : 1140

بازدید: 242

تاریخ دریافت: 1394/08/16 , تاریخ پذیرش: 1394/10/20 , تاریخ انتشار: 1394/10/28

ایمیل این مقاله (نیازمند ورود )
ایمیل به نویسنده (نیازمند ورود )